حسن حسن زاده آملى
162
هزار و يك كلمه (فارسى)
فعل خودند ، و در اين جهت تميز دارند كه فاعل بالقصد ، با شوق و رغبت و اراده و اختيار و ميل خود ، فاعل فعل است و از انجام آن فعل ، غرضى در نظر دارد كه بدان مستكمل است ، ولى فاعل بالجبر ، فاقد اين جهات است . و فرق فاعل بالقصد با فاعل بالطبع و بالقسر روشن است . فاعل بالعناية ، فاعلى است كه عالم به ذات و به فعل خود است و صاحب اراده و اختيار است و نيازمند به غرض زائد بر ذاتش نيست ، بلكه داعى او بر فعل عين ذات اوست . به عبارت ديگر صرف ذات او ، غايت فعل اوست و علم او به فعلش سابق بر فعل است و علم او به فعل ، علم فعلى است نه انفعالى ، و اين علم فعلى ، زائد بر ذات فاعل است ، و اين علم فعلى علم سابق تفصيلى به فعل صادر از فاعل است ، و نفس همين علم فعلى زائد بر ذات و سابق بر فعل ، منشأ فعل است كه معلول اوست . بدان كه اين سبق علم بر فعل در بارى تعالى مثلا سبق بالذات و بالعلية است نه سبق به زمان ، مانند حركت يد و حركت مفتاح كه همين قدر در ترتّب بين متقدّم و متأخّر صحيح است كه حرف « فاء » متخلل شود و گويى : تحركت اليد فتحرك المفتاح . پس فعل خارجى ، تابع علم فعلى خواهد بود ، بدون تراخى . و معلوم است كه علم به ذات فاعل ، مقدم بر علم فعلى - كه سابق بر فعل خارجى و منشأ حصول آن است - مىباشد ؛ يعنى ، اولا علم به ذات است و اين علم به ذات منشأ علم فعلى است و اين علم فعلى منشأ حصول فعل در خارج . پس تعريف فاعل بالعناية به عبارت مختصر اين است كه : فاعل بالعناية ، فاعلى است كه عالم به ذات و فعل خود هست و نفس علم فعلى او به فعل ، كافى است براى صدور فعل از او ، بدون نياز به قصد زائد بر علم فعلى و داعيهء خارج از ذات فاعل . و علم فعلى او زائد بر ذات اوست . و به عبارت اخص ، فاعل بالعناية فاعلى است كه نفس علم فعلى زائد بر ذات او ، منشأ معلول اوست و علت غائى فعل ، فقط ذات فاعل است .